loose endدیکشنری انگلیسی به فارسیپایان آزاد، انتهای تاریانخ، سر ازاد نخ، چیز استفاده نشده، انتهای شل هر چیزی، ته مانده، باقی مانده
incipienceدیکشنری انگلیسی به فارسیابتکار، سر، وضع مقدماتی ابتدایی، حالت نخستین، مقدمه، دیباچه، نادانئی، مقدم