13 مدخل
quick
تکان دهنده، سریعا رفتن، نیزه زدن، رحلت کردن، با چیز نوک تیز سوراخ کردن
به سرعت، سریعا، بسرعت، بزودی، سبک
به سرعت، سریعا
پیکینگ، سریعا رفتن، نیزه زدن، رحلت کردن، با چیز نوک تیز سوراخ کردن
ضربه محکم و ناگهانی برگشت، سریعا بهبودی یافتن