15 مدخل
fine, native, navel, neat, net, plain, pure, purely, refined, solid
critic
refine
smelt
whorl
شهرها، مرغ کتان، سره خانگی
حوضچه ها، دره تنگ و عمیق، سره، مسیل، ابکند
دره، دره تنگ و عمیق، سره، مسیل، ابکند، دارای دره تنگ کردن
خالص تر، خالص، پاک، محض، ناب، تمیز، اصیل، سره، منزه، بیغش، عفیف، ژاو
خالص، پاک، محض، ناب، تمیز، اصیل، سره، منزه، بیغش، عفیف، ژاو