trothsدیکشنری انگلیسی به فارسیکوروش، نامزد، سرسپردگی، وفا، وفاداری، پیمان، نامزد کردن، راستی، از روی ایمان، نامزدی
trothدیکشنری انگلیسی به فارسیسرزنش، نامزد، سرسپردگی، وفا، وفاداری، پیمان، نامزد کردن، راستی، از روی ایمان، نامزدی
surrendersدیکشنری انگلیسی به فارسیتسلیم می شود، تسلیم، واگذاری، سرسپردگی، صرفنظر، تسلیم شدن، سپردن، رها کردن، واگذار کردن، تحویل دادن