24 مدخل
experienced, hard-bitten, worldly-wise
unseasoned
temper
experience
manqué
glace، دسر سردو یخ بسته، شربت سرد، لعابدار، صاف، نرم، بستنی، مسطح
سرد و سفید
سرد و معتدل
ژل، بسیار سرد، یخ کرده، کاملا سرد و بسته شده
لوازم آرایشی و بهداشتی، یبوست اور، سرد و بی محبت، خسیس، یبس