12 مدخل
خیس شده، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، خاکی کردن، چرک کردن
خارش
سفر مضر
کاج صخره ای
منفجر شد، بستن، با میخ چوبی مسدود کردن
سوئد