سخاوتمنددیکشنری فارسی به انگلیسیliberal, free, freehanded, largehearted, lavish, munificent, openhanded, openhearted, princely, handsome, liberally, unsparingly
سخاوتمندانهدیکشنری فارسی به انگلیسیhandsome, liberally, unsparingly, amply, generously, handsomely, princely, profuse
soدیکشنری انگلیسی به فارسیبنابراین، پس، چنین، چنان، چندان، اینقدر، بنابر این، انقدر، همینطور، همچنان، بقدری، این طور، چندین، همچو، همینقدر، بهمان اندازه، از انرو، باین زیادی
toughدیکشنری انگلیسی به فارسیسخت است، دشوار، سخت، خشن، شدید، محکم، سفت، بادوام، زمخت، سر سخت، پی مانند، شق، با اسطقس