داد و ستددیکشنری فارسی به انگلیسیbusiness, deal, dealing, give-and-take, negotiation, trade, traffic, transaction, truck
businessesدیکشنری انگلیسی به فارسیکسب و کار، تجارت، حرفه، بنگاه، کار و کسب، کاسبی، داد و ستد، سوداگری