35 مدخل
unburden
light, cuckoo
frivolity
frivolities
محروم کردن، سبکبار کردن، رها کردن، از قید ازاد کردن
بی نظیر، سبکبار کردن، بار از دوش کسی برداشتن، اعتراف و درد دل کردن
مرطوب کننده، سبکسر
باز کردن، سبکبار کردن، بار از دوش کسی برداشتن، اعتراف و درد دل کردن