shuntingدیکشنری انگلیسی به فارسیشوتینگ، منحرف کردن، تغییر جهت دادن، از میان بردن، کنار گذاشتن، ترن را بخط دیگری انداختن
shuntedدیکشنری انگلیسی به فارسیشوت کرد، منحرف کردن، تغییر جهت دادن، از میان بردن، کنار گذاشتن، ترن را بخط دیگری انداختن