66 مدخل
string
drain
catgut, gut, hypotenuse, snare, string
chord
Ci
فریاد زد، زه کردن، پیکانبر زهگذاشتن
لرزیدن، زه کردن، پیکانبر زهگذاشتن
خندیدن، سوفار، جای زهکمان، شکاف میان کفل ها، زه کردن، پیکانبر زهگذاشتن
کانالیزه کردن، زه کشی کردن، لوله کشی کردن، ایجاد ابراه کردن