68 مدخل
living
joie de vivre
genetic
captive, convict, inmate, pent, prisoner
durance, duress, incarceration, serve
internee
خانه داری، زندگانی خانگی، حالت اهلی، رام شدگی
نجات دهنده ها، نجات دهنده زندگانی، عضو دسته نجات غریق وامثال ان
بریو، حیات، زندگانی
بهار، فصل بهار، جوانی، شباب، بهار زندگانی
خرابکاری، پرمشغله، سخت مشغول، دارای زندگانی سخت و مشکل