23 مدخل
خم شدن
کوهنوردی، دولا شدن، قوز کردن، چندک زدن، خوشامد گویی کردن
crouchingly
کروتچین، دوشاخه زیر چیزی گذاشتن، با چوب زیر بغل راه رفتن
لباس
مربیگری، معلمی کردن، رهبری عملیات ورزشی را کردن