6 مدخل
پرورش دادن، کشت کردن، زراعت کردن، ترویج کردن، خیش زدن، خیش کشیدن
فرهنگی
فریبنده
کشتزارها، کشت، زراعت، ترویج، تهذیب، تربیت
بالغ بر، به اوج رسیدن، بحد اکثر ارتفاع رسیدن، بحد اعلی رسیدن
خودکشي، پرورش نفس