scotchingدیکشنری انگلیسی به فارسیscotching، زخمی کردن، چاک دادن، له کردن، مسدود کردن، مانع غلتیدن شدن
scotchدیکشنری انگلیسی به فارسیاسکاچ، نوار چسب اسکاچ، چاک، زخم، خراش، زخمی کردن، چاک دادن، له کردن، مسدود کردن، مانع غلتیدن شدن
goreدیکشنری انگلیسی به فارسیگور، خون، تکه سه گوش، خون بستهو لخته شده، زمین سه گوش، شاخ زدن، سه گوش بریدن، با شاخ زخمی کردن، سوراخ کردن