19 مدخل
تمرکز، متمرکز کردن، تمرکز دادن، تغلیظ کردن
تمرکز بر روی
متمرکز شده، متمرکز کردن، تمرکز دادن، تغلیظ کردن
آتش متمرکز شده است
تمرکز می کند، متمرکز کردن، تمرکز دادن، تغلیظ کردن
کنسانتره گوجه فرنگی