26 مدخل
agony, torment, torture
gnawing
agonize, torture
rack
tormentor
زجر آور، طاقت فرسا، زجر دار، متضمن زجر وشکنجه
لینچ، زجر کشی کردن، بد نام کردن
سادیست، کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
عذاب آور، زجر دهنده