29 مدخل
grow, growth, spring, sprout, vegetate
regenerate
germinate
dust, sweep
impregnable
پوشش داده شده، روییدن، مثل گیاه زندگی کردن
بیش از حد، بیش از حد روییدن، روی چیزی را پوشانیدن
گره خورده، بیش از حد روییدن، روی چیزی را پوشانیدن
بیش از حد رشد، بیش از حد روییدن، روی چیزی را پوشانیدن
راه رفتن، اواره، هرزه روییدن