launchedدیکشنری انگلیسی به فارسیراه اندازی شد، انداختن، روانه کردن، اقدام کردن، پرت کردن، شروع کردن، پراندن
launchingدیکشنری انگلیسی به فارسیراه اندازی، انداختن، روانه کردن، اقدام کردن، پرت کردن، شروع کردن، پراندن
sendدیکشنری انگلیسی به فارسیارسال، ارسال داشتن، فرستا دن، روانه کردن، گسیل داشتن، اعزام داشتن، سوق دادن
dismissingدیکشنری انگلیسی به فارسیاخراج، منفصل کردن، مرخص کردن، معزول کردن، روانه کردن، معاف کردن، خارج کردن، عزل کردن