47 مدخل
psychoanalysis
analyst
psychoanalyst
analysis
analyze, psychoanalyze
روانکا
روانکاوی، وابسته به روانکاوی
روانکاری، دستگاه روغن زنی
روانکاری، چرب کردن، روان کردن، روغن زدن، لیز کردن
روانکاوی