22 مدخل
counsel, guidance, guide, guideline, prescription, recipe, wayfaring
brief
guide, instruct
amenable
amenability
didactic
دستورالعمل ها، رهنمود، امریه
دستورالعمل، رهنمود، امریه، دستور دهنده، متضمن دستور
راهنمایی ها، هدایت، راهنمایی، راهنما، رهنمود، رهبری، راهنمایی کردن
راهنمایی، هدایت، راهنما، رهنمود، رهبری، راهنمایی کردن
مشاور، رایزن، راهنما، رهنمون، ناصح