رنددیکشنری فارسی به انگلیسیastute, clever, knowing, rogue, roguish, shrewd, sly, wily, wise, knavish, slyly
randدیکشنری انگلیسی به فارسیرند، حاشیه، برامدگی لبه طبقات سنگ، لبه، مرز، کنار، نوار، تسمهء اهنی، تکه دراز گوشت