methodsدیکشنری انگلیسی به فارسیمواد و روش ها، روش، متد، شیوه، نوع، اسلوب، طریقه، طرز، رویه، سیاق، روند، عنوان، رسم، نحو، مسلک، منوال، راه، طریق، طور، سبک
orderدیکشنری انگلیسی به فارسیسفارش، نظم، دستور، ترتیب، راسته، فرمان، نظام، حواله، سامان، دسته، انتظام، ایین، فرمایش، امریه، ارایش، ضابطه، زمره، صنف، ایین و مراسم، فرقهیاجماعت مذهبی، گروهخاص
ordersدیکشنری انگلیسی به فارسیسفارشات، سفارش، نظم، دستور، ترتیب، راسته، فرمان، نظام، حواله، سامان، دسته، انتظام، ایین، فرمایش، امریه، ارایش، ضابطه، زمره، صنف، ایین و مراسم، فرقهیاجماعت مذهبی