22 مدخل
allowance, leave, OK, permission, sanction, sufferance, toehold
allow, permit
وعده داد، سوگند خوردن، عهد کردن
جا رختی، اشکاف، قفسه، موجودی لباس
جا رختی، اعلام کننده، اویزان کننده، چنگک لباس، معلق کننده
جالباسی، جا رختی
چوب لباسی، جا رختی، اعلام کننده، اویزان کننده، چنگک لباس، معلق کننده
کمد لباس، جا رختی، اشکاف، قفسه، موجودی لباس