randsدیکشنری انگلیسی به فارسیراند، حاشیه، برامدگی لبه طبقات سنگ، لبه، مرز، کنار، نوار، تسمهء اهنی، تکه دراز گوشت
driftedدیکشنری انگلیسی به فارسیرانده شد، بی اراده کار کردن، جمع شدن، بی مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن