11 مدخل
بپ، وزش، ضرب، ضربت، دمیدن، برخورد کردن، زدن، تصادم کردن
بوپیریدین
بپاپ، دمیدن، برخورد کردن، زدن، تصادم کردن
بپپر
بپز، وزش، ضرب، ضربت، دمیدن، برخورد کردن، زدن، تصادم کردن
بوقلمون