21 مدخل
slaughter
butcher, kill, slaughter
dress
carrion
sacrifice
BF
ذبح کردن، ادمکشی کردن، با خشونت کشتن، بقتل رساندن، کشتار کردن
کشتن، ذبح کردن، بقتل رساندن، ادمکشی کردن
فداکاری کرد، ذبیح
کشتن، ذبح کردن، ادمکشی کردن، با خشونت کشتن، بقتل رساندن، کشتار کردن
می کشد، ذبح کردن، ادمکشی کردن، با خشونت کشتن، بقتل رساندن، کشتار کردن