دیریندیکشنری فارسی به انگلیسیage-old, ancient, immemorial, lifelong, long , long-standing, longtime, old
secondدیکشنری انگلیسی به فارسیدومین، ثانوی، ثانی، ثانیه، لحظه، دوم شدن، تایید کردن، درجه دوم بودن، پشتیبانی کردن، دوم، دومی، مجدد