455 مدخل
reconcile
amigo, friend, mate, pal, philo-
boyfriend
buddy
hearty
دوست شدن، دوستانه رفتار کردن، همراهی کردن با
دوست داشتنی، روسی شدن، دارای عقاید و تمایلات روسی کردن
دوست ندارم، دوست نداشتن، بیزار بودن، مورد تنفر واقع شدن
بی علاقگی، دوست نداشتن، بیزار بودن، مورد تنفر واقع شدن
دوست نداشتن