745 مدخل
afield, far-flung, far-off, outlying
back, be-, deep, distant, far, outer, remote
furthermost
second-guess
afar
telephotograph
descry
مناطق دور دست، مناطق داخلی کشور، زمین پشت ساحل
دور، خیلی دور، دور افتاده، دور دست
دور، بسیار، خیلی، دور از، زیاد، بعلاوه، دور دست، بعید
ایستگاه از راه دور، ایستگاه دور دست
ترمینال از راه دور، پایانه دور دست