gammonدیکشنری انگلیسی به فارسیقمار، بازی تخته نرد، یاوه، ران نمک زده و دود زده خوک، مارس کردن، لاف زدن، سردواندن، نمک زدن و دودی کردن
gammonsدیکشنری انگلیسی به فارسیجواهرات، بازی تخته نرد، یاوه، ران نمک زده و دود زده خوک، مارس کردن، لاف زدن، سردواندن، نمک زدن و دودی کردن
purlدیکشنری انگلیسی به فارسیجوراب، کوک برجسته و قلابی، زمزمه آب، صدای شرشر، زری، مشروب مالت، ابجو دارای ادویه معطر، گلابتون، حاشیه، حلقه دود یا بخار، سرمه، فش، حلقه حلقه شدن، مثل فرفره چرخ
purlsدیکشنری انگلیسی به فارسیکثافت، کوک برجسته و قلابی، زمزمه آب، صدای شرشر، زری، مشروب مالت، ابجو دارای ادویه معطر، گلابتون، حاشیه، حلقه دود یا بخار، سرمه، فش، حلقه حلقه شدن، مثل فرفره چرخ