دمدیکشنری فارسی به انگلیسیblade, breath, cloud, draft, fume, instant, minute, moment, second, spirit, tail, trice, twinkle, twinkling, waft
yakدیکشنری انگلیسی به فارسییكی، روده درازی، خنده بلند، گاومیش دم کلفت، گاو نر و کوهان دار، وراجی کردن، بطور مداوم حرف زدن
yaksدیکشنری انگلیسی به فارسیyaks، روده درازی، خنده بلند، گاومیش دم کلفت، گاو نر و کوهان دار، وراجی کردن، بطور مداوم حرف زدن