17 مدخل
amends, placation, propitiation, redress
appease, conciliate, placate, pacify, soothe
conciliator
mollify
conciliatory
sop
نوازش، دلجویی، عطوفت، دلنوازی کردن، در اغوش کشیدن
تحقیر، دلجویی، فرونشانی، تسکین
ترحم، دلجویی، فرونشانی، تسکین
آرامش بخش، دلجویی کننده، تسکین بخش
نوازش می کند، نوازش، دلجویی، عطوفت، دلنوازی کردن، در اغوش کشیدن