implicatesدیکشنری انگلیسی به فارسیدلالت دارد، گرفتار کردن، دلالت کردن بر، مشمول کردن، بهم پیچیدن، مستلزم بودن
signifyدیکشنری انگلیسی به فارسینشان دهنده، دلالت کردن بر، حاکی بودن از، باشاره فهماندن، معنی کردن، معنی بخشیدن
index numberدیکشنری انگلیسی به فارسیعدد شاخص، عددی که دلالت بر حجم کند، مقایسه حجم در بعضی مواقعبا عدد شاخص، علامت