1667 مدخل
discontinue, forbear , relinquish
forsake
forswear
bolt
دست کشیدن، دست کشیدن از، از کار دست کشیدن، مردن، کشتن
خسته شدم، دست کشیدن از، بپایان رساندن، باز ایستادن، پایان یافتن
دور انداختن، دست کشیدن از، ول کردن، متروک ساختن، طرد کردن