overhandدیکشنری انگلیسی به فارسیسربلندی، بازی با دست بطرف بالا، روی هم، دست ببالا، یک طرفه، از پایین ببالا، ترکی دوزی
attaintsدیکشنری انگلیسی به فارسیدست یافتنی است، لمس، دست کاری، محکوم کردن، مقصر دانستن، خوار کردن، بد نام کردن