manualدیکشنری انگلیسی به فارسیکتابچه راهنمای، کتاب راهنما، کتاب دستی، نظام نامه، دستی، انجام شده با دست، وابسته بدست
achievedدیکشنری انگلیسی به فارسیبه دست آورد، رسیدن، دست یافتن، نائل شدن به، انجام دادن، بانجام رسانیدن، تحصیل کردن، کسب موفقیت کردن اطاعت کردن
manipulatedدیکشنری انگلیسی به فارسیدستکاری شده، دستکاری کردن، اداره کردن، با دست عمل کردن، با استادی درست کردن، بامهارت انجام دادن
achieveدیکشنری انگلیسی به فارسیرسیدن، دست یافتن، نائل شدن به، انجام دادن، بانجام رسانیدن، تحصیل کردن، کسب موفقیت کردن اطاعت کردن
put onدیکشنری انگلیسی به فارسیپوشیدن، انجام دادن، تحمیل کردن، گذاردن، وانمود شدن، صرف کردن، بخود بستن، وانمود کردن، اعمال کردن، بکار گماردن، افزودن، دست انداختن، زدن، برتن کردن، پوشاندن، بکا