automationدیکشنری انگلیسی به فارسیاتوماسیون، خودکاری، دستگاه تنظیم خودکار، کنترل و هدایت دستگاهی بطور خودکار
rheostatدیکشنری انگلیسی به فارسیرئواستات، رئوستات، دستگاه تنظیم جریان های متغیر برق، دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostaticدیکشنری انگلیسی به فارسیرئوستاتیک، روستات، دستگاه تنظیم جریان های متغیر برق، دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت