در دسترسدیکشنری فارسی به انگلیسیaccessible, approachable, available, convenient, conveniently, forthcoming, handy, ready
availabilityدیکشنری انگلیسی به فارسیدسترسی، دسترس پذیری، فراهمی، قابلیت استفاده، چیز مفید و سودمند، شخص مفید
accessibilityدیکشنری انگلیسی به فارسیدسترسی، دستیابی پذیری، امکان نزدیکی، قابلیت وصول، وسیله وصول، امادگی برای پذیرایی