springboardsدیکشنری انگلیسی به فارسیتیراندازی، تخته شیرجه، واگن سبک، پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
springboardدیکشنری انگلیسی به فارسیتیراندازی، تخته شیرجه، واگن سبک، پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
stockدیکشنری انگلیسی به فارسیموجودی، در انبار، سهم، قنداق، سرمایه، موجودی کالا، قنداق تفنگ، تنه، نیا، مواشی، پیوندگیر، کنده، مایه، سهمیه، ته ساقه، دسته ریشه، پایه، یدکی، ذخیره، تخته، انبار