7229 مدخل
homeless, vagabond, vagrant, waif, wandering
scour
wander
vagabondage
مسافرت، سیاری، در بدری، گردش
ملاقات، سیاری، در بدری، گردش
فاحشه ها، ولگردی، اوارگی، اوباشی، سر گردانی، غلط، در بدری
واگبات، ولگردی، بیخانمانی، در بدری
عروسی، دلاوری، حادثه جویی، در بدری