shipperدیکشنری انگلیسی به فارسیدریا نورد، محموله کشتی، مسافر کشتی، اهرم ساعت، حمل کمننده کالا با کشتی
treesدیکشنری انگلیسی به فارسیدرختان، درخت، شجر، چوبه دار، قالب کفش، شجره النسب، درخت کاشتن، بدرخت پناه بردن، بشکل درخت شدن، در تنگنا قرار دادن