102 مدخل
sitting target, sitting duck
menace
liable, within, open, patent, subject, susceptible, sweep, to
oxygenate
blowy, windy
در معرض خطر
در معرض خطر، مصالحه کردن، سازش کردن، تسویه کردن
در معرض خطر، به مخاطره انداختن، در معرض خطر گذاشتن
گونه های در معرض خطر
خطرناک است، به مخاطره انداختن، در معرض خطر گذاشتن