overwhelmedدیکشنری انگلیسی به فارسیغرق شدن، پایمال کردن، درهم شکستن، منکوب کردن، دست پاچه کردن، سراسر پوشاندن، مستغرق دراندیشه شدن
overwhelmدیکشنری انگلیسی به فارسیغرق شدن، پایمال کردن، درهم شکستن، منکوب کردن، دست پاچه کردن، سراسر پوشاندن، مستغرق دراندیشه شدن
polyandryدیکشنری انگلیسی به فارسیpolyandry، چند شوهری، تعدد ازدواج، اختیار چند شوهر توسط زن دران واحد