schematizeدیکشنری انگلیسی به فارسیطرح بندی، بصورت برنامه دراوردن، ابتکار کردن، طرح یا نقشهای تهیه کردن
unweavingدیکشنری انگلیسی به فارسیبازتاب دادن، از پیچیدگی دراوردن، بیرون اوردن، گره گشودن، وابافتن، واچیدن