54 مدخل
admission, admittance, entrance, ingress
breaking and entering
invasion
enter
admit
entree, entrée
دخول، گیر انداختن، پیچیده کردن، اشفته کردن، گرفتار کردن
ورودی، دخول، وارد شونده، اینده، امده، عاید شونده
متابولیسم، دخول یا نام نویسی در دانشگاه
ورود، دخول، مقدم
بازنشستگان، دخول مجدد