63 مدخل
familiar, knower
holder, keeper, possessor
bearer
concessionaire
bondholder
licensee
دارنده، ذخیره، احتکار، اندوخته، گنج، ذخیره کردن، انباشتن، احتکار کردن
دارنده رکورد
دارنده مجوز
دارنده، گردانیدن، خوب بکار بردن، اداره کردن
دارنده دارایی