19 مدخل
law, legislation, licit
jurist
jurisprudence
legalize, legitimize
lawgiver
داریکون
داریکنان
آبجو زنجبیل، نوشابه شیرین گاز داریکه زنجبیل دارد
ماشینکاری شده، مزغل دارکردن
ماشینکاری، مزغل دارکردن