affableدیکشنری انگلیسی به فارسیقابل اعتماد، دلجو، خوش برخورد، مهربان، خوش محضر، خوشخو، خوشرفتار، خوشرو
politeدیکشنری انگلیسی به فارسیبا ادب، مودب، مهذب، با نزاکت، خوش معاشرت، مبادی اداب، معقول، خلیق، خوشخو، خوشرفتار، سر براه
politestدیکشنری انگلیسی به فارسیمطبوعات، مودب، با ادب، مهذب، با نزاکت، خوش معاشرت، مبادی اداب، معقول، خلیق، خوشخو، خوشرفتار، سر براه