خوددیکشنری فارسی به انگلیسیauto-, crash helmet, personally, headgear, helmet, oneself, own, proper, self, self-
self-explanatoryدیکشنری انگلیسی به فارسیخود توضیحی است، بدیهی، واضح فی نفسه، واضح، اشکار، بی نیاز از توصیف